جک جنگلی/جان کریستوفر؛ترجمه ی حسین ابراهیمی(الوند)؛تهران:افق،1376.
بخوانید وب نوشت های دوستان را درباره ی کتاب جک جنگلی
جاده، میقان ، شهید مطهری،ن والقلمومجن
درباره ی نویسنده
ا.جان کریستوفر، نویسنده ای با هفت نام مستعار بود. ساموئل یود (جان کریستوفر) یکی از بزرگترین نویسندگان داستانهای علمی ـ تخیلی است.از جمله آثار اوست: سه گانه اول شامل: "کوههای سفید"، "شهر طلا و سرب" و "برکهی آتش"، سه گانه دوم شامل: "شهریار آینده"، "آنسوی سرزمینهای شعلهور" و "شمشیر ارواح"، سه گانه سوم شامل: "گوی آتش"، "سرزمین تازه کشف شده" و "رقص اژدها"، و کتابهای دیگری چون: "نگهبانان"، "جک جنگلی" و "غارهای فراموشی".
2.ساموئل یود در 1922 در لنکشایر انگلستان متولد شد. سال 1932 در ده سالگی به همراه خانوادهاش به همپشایر نقل مکان کرد. دوران تحصیل خود را در مدرسهی پیتر سایموندز در وینچستر گذراند. ساموئل در مدرسه، شیفتهی کتابهای علمی - تخیلی بود و در نوجوانی نشریهی غیرحرفهای The Fantast (به معنی آدم خیالی یا نویسندهی خیال پرست) را منتشر میکرد. در دوران جنگ به ارتش پیوست و از سال های 1941 تا 1946 در ارتش خدمت کرد. پس از پایان جنگ در ادارهای به مدت نه سال مشغول به کار بود. در این مدت، 10 رمان برای بزرگسالان و داستانهای کوتاه علمی - تخیلی زیادی برای چاپ در مجلات نوشت که موفقیتی برایش به همراه نداشت. در سال 1965 جان کریستوفر نخستین رمان علمی - تخیلی موفق خود به نام "مرگ چمن" را نوشت. سال 1976 نخستین رمان علمی - تخیلی را برای نوجوانان منتشر کرد. این رمان "کوههای سفید" نام داشت و به دنبال آن دو کتاب "شهر طلا و سرب" و "برکهی آتش" را که به سهگانهی "سهپایهها" معروفند، منتشر کرد.
3. در سال 1965 جان کریستوفر نخستین رمان علمی - تخیلی موفق خود به نام "مرگ چمن" را نوشت. شهرت کریستوفر بیشتر به خاطر رمان معروفش "مرگ چمن" و رمانهای سهگانه ("شهریار آینده"، "شمشیر ارواح" و "آن سوی سرزمینهای شعلهور") است.او به خاطر کتاب "نگهبانان" در ۱۹۷۰ جایزهی بهترین کتاب نوجوان - جایزهی گاردین - را به دست آورد. جان کریستوفر هم اکنون در شهر کوچک رای انگلستان زندگی میکند.
نکتهی جالب اینجاست که بسیاری از بزرگسالان رمانهای مخصوص نوجوانان جان کریستوفر را میخوانند!
درباره ی کتاب
کلایو آندرسن پسر سیاستمدار انگلیسی که در لندن زندگی می کند طی مسائل امنیتی به جریزه ی که نوجوانان قانون گریز را در آنجا تربیت می کنند تبعید می شود و در آنجا با دو نوجوان یه نام های سانیو و کلی دوست و از آنجا به سرزمین وحشی ها که جک جنگلی هم آنجا زندگی می کند فرار می کنند،در خلال داستان کلایو به معنای جدیدی از زندگی دست پیدا می کند.
1.پایان باز داستان قوه ی خیال پردازی خواننده را تقویت و امکان تصور پایان دلخواه را به او می دهد.
2.شخصیت اول داستان کلایو میباشد و داستان از زبان او نقل می گردد در واقع زوایه دید اول شخص می باشد که این امر باعث می شود خواننده فاصله ی بین خود و نویسنده احساس نکند.
3.چرا نویسنده عنوان کتاب را جک جنگلی انتخاب کرده است؟؟!!در حالی که شخص اول داستان کلایو می باشد!در ابتدای داستان و آشنای با کلایو و تصویر روی جلد گمان میبردم جک جنگلی خودش باشد اما نویسنده با وارد کردن جک جنگلی به متن داستان غافلگیرم کرد ،شاید بدین دلیل که جک نمادی از آزادگی و شهامت است و برای برجسته کردن جک در ذهن مخاطبش به نوعی قهرمان پروری این عنوان انتخاب شده است!
4.دنیای پرت و شهرهای متمدن در تقابل هم نوعی پندار متضاد در ذهن مخاطب ایجاد می کند و سرزمین پرت با اینکه مجهز به فناوری نمی باشد اما جای انسانهای آزاد می باشد و القای این مفهوم که صفات والای انسانی ارزش بیشتری از تکنولوژی مدرن دارد.
5.وجود نوعی موجود خیالی در تمامی فرهنگ ها مانند ص 146 جک جنگلی در انگلستان و کلی و سانیو هم همچین موجود تخیلی در فرهنگ خود دارند و لولو خور خوره در فرهنگ ایرانیان!
6.کلایو،سانیو و کلی هر کدام از کشورهای مختلف بودند حال چگونه با همدیگر به راحتی گفت و گو می کردند؟؟!!مگر نه اینکه هر کدام از کشورهای مختلف با زبان های متفاوت هستند!!
7.مخاطبان هدف به راحتی می توانند همذات پنداری داشته باشند از آنجا که شخصیت اصلی داستان نوجوان می باشد.
8.معرفی تعدادی کتاب با محتوای تخیلی مختص گروه سنی نوجوانان در پایان کتاب نقطه ی قوتی است برای کتاب.
معرفی خوبی ازنویسنده داشتین

درمورد کتاب خیلی مختصر نوشتین
درمورد بند 7 ف اتفاقن این مشکل توفیلمهاشون هم هست که راحت باهم صحبت میکنن وشاید اینم یه رویاشونه که میخوان روزی کل دنیا به زبان انگلیسی صحبت کنه
درضمن منم خیلی مشتاق بودم جک جنگلی روزود بشناسم وخیلی دیراومد .وخیلی زود رفت
درباره نویسنده خیلی خوب بود.خدا قوت
سلام
از نقد شما هم لذت بردیم
به نکته ظریفی اشاره کردید
دقیقا وقتی رسیدیم وسط کتاب و پای جک جنگلی بمیان آمد تازه یادم افتاد از اسم کتاب
فاصله بین عنوان کتاب و ظاهر شدن جک که نامش زینت عنوان کتاب بود خیلی زیاد بود
سلام.
خیلی خوب بود. آفرین
من اصلا راجع به شخصیت نویسنده ش هیچی نمیدونستم . شما باعث شدی که از جان کریستوفر بیشتر بدونم.
سلام


کتابشناختی ِ خوبی از کتاب ارائه دادید
و نکته جالبتان واقعا" جالب است:
ادبیات کودک و نوجوان که قبل تر ها شفاهی بود و از زبان ِ بزرگسالان برای کوچَکان نَقل می شُد
هماره مورد توجه قشر بزرگسال بوده و هست و خواهد بود و توسط بزرگسال نوشته می شده ........
اما جک جنگلی : پایان باز را در کتاب های نوجوان می ستایم
تخیّل می نوشَند این نوجوانان ِ کودک.
در کل معرفی خوبی بود
ما که بلد نیستیم کتابی معرفی کنیم
ما فقط می خوانیم
...
خدا قوّت
سپاسگزارم بی حد سپاسگزارم
از حضورتان،نظرات زیبایتان و لطف جوشانتان
تواضعتان را می ستایم
معرفی نویسنده ی مانند شما حتما خواندنی و جذاب می باشد
امید که بهرمندمان کنید.
....
سپاس