X
تبلیغات
رایتل


"آنها که رفتند کاری حسینی کردند


و آنها که ماندند باید کاری زینبی کنند 


                                                و گرنه یزیدی اند!"




آری، بودند کسانی که در زمان حیاتشان ره رو زینب (س) بودند و در رفتن از مولایشان حسین (ع)سرمشق گرفتند .سال 1340 در شهر صالح آباد خانواده ی درخشان صاحب فرزندی شد که محمد مهدی صدایش کردند،محمد مهدی دوران ابتدائی و راهنمایش در صالح آباد سپری شد و دیپلم فنی خود را در همدان کسب کرد.


شهید قبل و بعد از انقلاب فعالیتهای وسیع فرهنگی داشته است مقاله و دست نوشت هایش یادگار آن روزها می باشد.  به مدت دو سال کتابدار و کتابفروش زادگاهش بوده است  و در ساخت کتابخانه عمومی فجر نیز مشارکت فعالانه داشت است . 


خدمت سربازیش  در حال سپری شدن بود که  دواطلبانه با تنی چند از هم رزمانش به لشگر


 21 حمزه سیدالشهداء می پیوندد و درمناطق جنوبی کشورمستقر وطی عملیات خیبر سال 1362 بر اثر ترکش گلوله به دیدار معبودش می شتابد.


روحش شاد و راهش پر رهرو باد.




nwah_wh2o_محمد_هادی_درخشان.jpeg

ای شهید! 


در قنوت نمازت چه ها زمزمه کردی که زیستن و رفتنت خدای گونه شد.

چه رمز و رازی بین تو و معبودت جاری بود؟

چه سری که بهترین ها همیشه بهترینن 

در بودن و رفتن!!!

در حدیثی مجمل چگونه می توان از 

عبودیتت !!!

خلوصت !!!

سادگیت !!!

زیستن و رفتن سرخت سخن راند؟


فقط و فقط می توان تکه ای از آن همه را با تصویری به نظاره نشست. 


و قرار است همین تصویر زیبای معنوی در دل کتابخانه ای که خود شهید در ساختش فعالیت داشته مانند نگینی بدرخشد تا نام و یاد شهید ماندگار شود .


عکس بعدی در ادمه ی مطلب

  tpd_ror27up56rcir1va3web.jpeg

نظرات (4)
دوشنبه 25 خرداد 1394 ساعت 16:18
سلام مرسی
ممنون- نمیدونستم
نقد شماهم هست
جالب بود برام
پاسخ:
سلام

خواهش میکنم.
با آرزوی موفقیت روز افزون.
یکشنبه 24 خرداد 1394 ساعت 08:48
کتابخانه شما میراث یک شهید است

ووظیفه تان دراین سنگر به مراتب سخت تر

شما میراث دار خلوص و یکرنگی و سادگی هستید

"کربلا درکربلا می ماند اگر زینب نبود"

رسالت زینبی تان مستدام
امتیاز: 0 0
پاسخ:
در حد وسعمان تلاش خواهیم کرد

ان شالله شهداء دعا گویمان باشند
شنبه 23 خرداد 1394 ساعت 22:39
و َ سلام

روحش ؛یادش؛ گِـــــرام / کتاب خوان ِ شهید

دل واژه هایی که چیده اید قشنـــگ بود

ای شهید !

..........
..................
............................
با قلم ِ بی مغز نتوان نوشتن ؛ شُهدا جاودانه اند

خوشا به حالشــــان /
پاسخ:
سلام

ممنون ِ لصفتان.
شنبه 23 خرداد 1394 ساعت 17:26
سلام
خیلی خوب و دلنیشین نوشتید.
واقعا شهیدی که با کتاب سر و کار داشته رو باید غنیمت شمرد و چه کار خوبی که اسم کتابخونه به اسم اون شهید باشه
راجع به متن و پاراگراف اول به نظرم یکی دو جا باید اینتر می خورد شاید بهتر می شد. در عین حال متن بعدی که دلنوشته زیبای شماست شاید یکی دو اینتر کمتر می خورد شکیل تر می شد. این یک نظر ناقابل ماست که شاید هم کلا اشتباه باشد.
عنوانش هم اگر کتابی تر می شد شاید سنخیتی بیشتری می داشت با وبلاگتان. عنوانی مثل : کتابدار شهید... یا شهیدی کتابدوست... کتابخوان شهید.... شهیدی کتابفروش ...
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام

ممنون ِ لطفتان.

راجع به متن و پاراگراف اول نظرتان اعمال خواهد شد

اما در رابطه با دلنوشته
مشکل اساسی من با بلاگ اسکای می باشدکه قادر به اعمال تغییر جهت تصاویر نمی باشم از هر دری که وارد می شوم.

در رابطه با عنوان یکی از عنوان ها انتخاب خواهد شد.
امکان ثبت نظر جدید برای این مطلب وجود ندارد.